تبلیغات
تکنو - شعر طنز لیلی نوین

شعر طنز لیلی نوین

شنیدم که لیلی سیه‌فام بود
ز چاقی حسابی بداندام بود
دو ماهی کِرم زد به رخسار خویش
به لیزر ز رخ برد آثارِ  ریش(!)
کمربند بر اِشکَمَش بست سفت
سه‌ماهی رژیم غذایی گرفت
چنانش رژیم و کِرِم داد  حال!
که شد لاغر و ماه، عین هلال
سپس شاد‌دل سوی مجنون شتافت
ولیکن از او التفاتی نیافت
بگفت:«این منم «های»! لیلای تو!
به او گفت:«خانم، مزاحم نشو!
مگر خود نداری برادر-پدر؟
برو پردۀ  شرم مردم مدر!
نگاری که از بنده دل برده بود
تپل بود، ضمناً سیه‌چرده بود!
برو ردّ کار خود ای پیرزن!
تو عنتر کجا و دل‌آرای من؟»
رخ پر کِرِم شد به آنی بنفش
درآورد از پای خود لنگه کفش
زدش ضربۀ سخت و  جانانه‌ای
که:«بی‌جنبه، الحق که دیوانه‌ای!

حالا هی رژیم بگیرین




طبقه بندی:

تاریخ : جمعه 3 شهریور 1396 | 01:52 ق.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات


  • paper | خرید رپورتاژ دائمی | فروش بک لینک ارزان
  • خرید بک لینک | خرید هندزفری